کد خبر : 10434
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۷:۲۸

نقدی برمهمترین واقعه تاریخی دشتستان یعنی شهادت غضنفرالسلطنه برازجانی در کتاب دکترمالکی(مجتبی مجری فرد)

نقدی برمهمترین واقعه تاریخی دشتستان یعنی شهادت غضنفرالسلطنه برازجانی در کتاب دکترمالکی(مجتبی مجری فرد)

غضنفرالسلطنه برازجانی  از قهرمانان بزرگ جنوب درمبارزه علیه استعمار انگلیس بود که نقش وحمایت او از جبهه مقاومت جنوب غیرقابل انکاراست.اواز شخصیت های بزرگ و موثر صده اخیردشتستان است که در مبارزه علیه استعمارخارجی واستکبارداخلی پیشگام بوده است.کتاب ها و مقالات زیادی در موردنقش او در مبارزات  وزندگی شخصی او نیاکانش نوشته شده است زندگی

غضنفرالسلطنه برازجانی  از قهرمانان بزرگ جنوب درمبارزه علیه استعمار انگلیس بود که نقش وحمایت او از جبهه مقاومت جنوب غیرقابل انکاراست.اواز شخصیت های بزرگ و موثر صده اخیردشتستان است که در مبارزه علیه استعمارخارجی واستکبارداخلی پیشگام بوده است.کتاب ها و مقالات زیادی در موردنقش او در مبارزات  وزندگی شخصی او نیاکانش نوشته شده است

زندگی این قهرمان جنوب بویزه در سالهای اخر عمر بیشتر در تلاطم و عزیمت از این شهریاروستا به نقطه ای دیگربوده است.از حضور در گیسکان ومنطقه رودفاریاب و شاه پسرمرد و مکانهای دیگر همگی حکایت از ناامنی وتهدیدهای بوده که این خان ملی را تهدیدمیکرد.اما نحوه شهادت ایشان وکسانیکه در این حادثه دست داشتند از نقاط مهم تاریخ مبارزان وازادی خواهان است که درچندسال اخیر محل تنش های دامنه داری شده است.

دربیشتر کتب ونقل خاطرات وروایاتی که از زندگی ایشان وجود دارد بخش زیادی از آن از روز حادثه وعاملین آن اقدام ننگین شامل می شود ,جالب اینکه بیشتر قهرمانان جنوب توسط نیروهای خودی از بین رفتند.

از روز وسحرگه حادثه و آخرین لحظات زندگی این مبارز و عاملین آن روایت های مختلفی از سوی محققین تاریخ دشتستان نگاشته شده است
انتشارکتاب جدید دکتر هیبت اله مالکی باعنوان ((دشتستان وغضنفرالسلطنه برازجانی))باردیگر این حادثه مهم تاریخی را در صدر توجه قرارداد و واکنش های مختلف درپی داشت.

اما ما دراینجا روایت دکتر مالکی در کتاب ((دشتستان وغضنفرالسلطنه برازجانی)) جلداول صفحه 650 را میاوریم:

 

((همراهان عبدالرسول که آن روز ها صلاح دین و دنیای خود را به عبدالرسول چاه کوتاهی سپرده بودند به هر طرح و نقشه ای که بود متوسل شدند تا آن وقت شب از دست این میزبان آداب دان خلاصی یافتند سپس راه خود را به سمت کوه درنگ در پیش گرفتند و به سرعت خود را به گردنه ی مهار رسانیدند و در پشت یک تخته سنگ سنگر گرفتند این تخته سنگ بزرگ مشرف بر راه عبور،و در ابتدای گردنه ی مهار دست چپ راه،همچنان استوار نشسته است تا بر خیانت خود فروشان گواهی راستین باشد آنها پشت سنگ پنهان شدند و ورود خان را انتظار می کشیدند.اما پس از برآمدن سپیده اندک اندک عبدالرسول از آمدن خان نا امید شد و به یارانش گفت احتمالا ما فریب خورده ایم و تا کسی نیامده مارا در اینجا ببیند،هر چه زود تر از این منطقه خارج شویم شاید بتوانیم ماموریت خود را در جای دیگری انجام دهیم.کسانی که در این شب وی را همراهی میکردند کربلایی محمد جعفر آتشی ,میرشکارمرتضی حقیری وحاج غلامرضاخواجه ای بودند البته شخصی بنام صولت ترک نیز همراه انهابود.
شرح صحنه را کربلایی محمد جعفر و یارانش همگان به یک عبارت نقل کرده اند و اذعان نموده اند که شیخ قصد داشت ما را نیز در این عمل ننگین با خود همراه کند ولی هیچ یک حاضر به پذیرش گفتار او نشدند.اینک شرح ماجرا:《خورشید کم کم چهره خاک را با شعاع خویش نوازش میداد ،در حالت ناامیدی کامل داشتیم دست و پایمان را جمع می کردیم که از بی راهه ها به سوی روستای طلحه حرکت کنیم که یک باره صدای سم《نر حمدانی 》غضنفر سکوت صبح گاهی کوهستان را در هم شکست عبدالرسول به همراهانش فرمان میدهد که نفس ها را در سینه حبس کنید زیرا که اگر قبل از اینکه ما دست به کار شویم غضنفر دریابد که راه او را بسته ایم کار بر ما مشکل میشود وقتی که غضنفر حدود ده متری سنگ کمین گاه رسید عبدالرسول به همراهان خویش فرمان شلیک داد اما همگان سر باز زدند سپس به یار دیرین خویش محمد جعفر آتشی فرمان داد که چه نشسته ای آتش کن آتشی پاسخ داد آقای خان تا اینجا ما تورا همراهی کرده ایم اما کشتن میرزا محمد خان غضنفر السلطنه در شان ما نیست. 》

این روایت معمولی است که از طرف افرادی نقل میشود که چندان در حادثه حضور نداشتند
وتنها برروز حادثه وظاهر ان تاکیددارنداما واقعیت مسئله چیزی دیگر وموضوع پیچیده تر از ان بوده است که به ظاهر حوادث ناقص استنادکرد.در روایت قتل غصنفرالسلطنه همیشه یک پای حادثه محمدجعفراتشی است که شیخ عبدرسول را همراهی میکند.احساسات پنهان که از علاقه شدید به خان برازجانی نشات میگیرد سایه خود بربرخی واقعیتهای تاریخی سایه می اندازد تا مورخین یا ناقلین از انصاف فاصله بگیرند.

چندایراد عمده در کتاب دکتر مالکی در بخش نحوه شهادت خان بزرگ وجود داردکه مادرادامه به انها می پردازیم. شیخ عبدرسول چاهکوتاهی عامل اصلی در قتل غضنفرالسلنه شخصی است که باوجود رشادتهای پدر متاسفانه بااین اقدام خود را درتاریخ بدنام کرد.نام فرد دیگری که در کتاب مالکی در قتل غضنفرالسلطنه امده  محمدجعفراتشی است که به عنوان یاردیرین شیخ مورد حمله پنهان ناقل قرارگرفته است.
اما محمدجعفر چرا در صحنه است؟ او برای همراهی شیخ امده یا نجات خان؟

حاج میرزا عبدالحسین بلوکی از دهرودعلیا و برادرزاده میرزاحسین خان بلوکی وازنزدیکان استاد منوچهرآتشی  روایتی دیگراز اتفاقات بلوک و نحوه قتل غضنفرالسلطنه دارد که نشان از تلاش میرزاحسین خان بلوکی و کل محمدجعفر اتشی درنجات جان غصنفرالسلطنه داردواقعیتی که همیشه مورد اغفال وبی توجهی قرارگرفته ویا اصلا بیان نشده است.

(میرزاحسین خان بلوکی که از نزدیکان وشریکای چاهکوتاهی در بلوک بودند از نقشه وطرح شیخ در قتل ونابودی عصنفرالسلطنه اگاه شده بود تصمیمی که شیخ برای نجات قدرت خود گرفته بود. این تصمیم ونظرچاهکوتاهی بانظرمنفی میرزا حسین بلوکی مواجه شده بود اما او نمی توانست در مقابل خان واکنش مستقیمی نشان دهد.

میرزاحسین خان اگرچه شریک شیخ درمنطقه بلوک بوداما این تصمیم شیخ را نادرست میدانست که باید به گونه ای از ان جلوگیری میکرد.
((اوتحرکات شیخ برای کسب اطلاعات از موقعیت عصنفرالسلطنه در منطقه ومصربودن او را می دید وچاره را در اطلاع دادن ب غضنفروترک منطقه توسط او میدانست اگرخان این کار را میکرد  نه چاهکوتاهی برآنها خشم می گرفت و  غضنفر السلطنه با کمترین هزینه نجات می یافت.))

غصنفرالسلطنه به اعتماد پیمان شیخ وامضای قران از طرف شیخ چندان احساس ترس نداشت ودرمنطقه نفوذ او پناه گرفته بود اما این موضوعی بود که چاهکوتاهی از ان سواستفاده کرد.
شیخ هم میدانست که کشتن غضنفربرای او سنگین وباید در پنهانی یا توسط افراد دیگری صورت پذیرد
((میرزاحسین خان بلوکی این اقدام را ناجوانمردانه وبه زیان همه میدانست ،اونامه ی کوتاهی را مخفیانه  تنظیم  و به محمدجعفرآتشی که دامادش بود سپردتا سریعتربه دست غصنفر برساند

: متن نامه میرزاحسین بلوکی به غضنفرالسلطنه برازجانی
تورا خواهند کشت وکشنده تو شیخ عبدرسول خواهد بود))

نامه به نظرحدود سه روز قبل واقعه به دست غصنفرالسلطنه رسید.خان احساس خطرکرده بود وسعی داشت زودتر منطقه بلوک ونفوذچاهکوتاهی راترک کند .این روزها به روال بقیه روایات طی می شود یعنی خان سعی میکند زودتر وپنهانی منطقه را ترک کند

روند حادثه شهادت خان بزرگ در روز واقعه تقریبا  دربیشتر ناقلین به هم شبیه است که در ادامه میاید:

((شیخ عبدالرسول .. راه خود را به سمت کوه درنگ در پیش گرفتند و به سرعت خود را به گردنه ی مهار رسانیدند و در پشت یک تخته سنگ سنگر گرفتند این تخته سنگ بزرگ مشرف بر راه عبور،و در ابتدای گردنه ی مهار دست چپ راه،… پشت سنگ پنهان شدند و ورود خان را انتظار می کشیدند. اتشی به شیخ میگوید ماندن مادراینجافایده ندارد وبعید میدانم غضنفر امشب بیاید کلام محمدجعفر چندان چاهکوتاهی را قانع نکرد اما مردد کرد .پس از برآمدن سپیده اندک اندک عبدالرسول از آمدن خان نا امید شد و به یارانش گفت احتمالا ما فریب خورده ایم و تا کسی نیامده مارا در اینجا ببیند،هر چه زود تر از این منطقه خارج شویم شاید بتوانیم ماموریت خود را در جای دیگری انجام دهیم.

خورشید کم کم داشت طلوع میکرد وقصد برگشت داشتند اما صدای اسب خان انها را سرجای خودشان نگه میدارد
شیخ از محمدجعفر که برای نجات غضنفرامده بود میخواهد که اورا هدف قرار دهداما کل محمدجعفرامتناع میکتد

شیخ به کل محمدجعفر میگویدچه نشسته ای آتش کن محمدجعفر پاسخ داد آقای خان تا اینجا ما تورا همراهی کرده ایم اما کشتن میرزا محمد خان غضنفر السلطنه در شان ما نیست))

امادراین بین شیخ عبدرسول باعجله ای توام باترس وگیجی به غضنفرخان شلیک کرد مثل اینکه می خواست ی کاری کند که نمیدانست چیست .
اسب از صدای گلوله رم میکند وپیکرنیمه جان غصنفر را که پایش در رکاب است به زمین میکشید ،محمدجعفرکه برمرگ خان غمگین بود برای سالم ماندن پیکر غضنفرالسلطنه که برزمین کشیده می شد ؛ با یک گلوله اسب را میزند تا پیکر خان سالم بماند.
شیخ ومحمدجعفر بر پیکر نیم جان غصنفرحضور میابند .شیخ عبدرسول انگشتر خان که مهر او هم بود را به عنوان مدرک کشتن اوبرداشت چشمش به نامه ای افتاد که درزیرشال خان پنهان بود ،نامه ای که نگارنده آن دوست وشریک شیخ عبدرسول بود.
پس از قتل غضنفرالسلطنه انان به سرعت سعی کردن محل حادثه راترک کنند.چاهکوتاهی در راه برگشت دردهرود به خانه میرزاحسین بلوکی میرود,

به میرزا میگوید: نامه ات را میرزا دیدم اما دیرشده بود.

میرزاحسین بلوکی بسیار شیخ را سرزنش میکندومیگوید: برای نجات خودت وملکت مردبزرگی را کشتی اما بدان بعداز غصنفر نوبت همه ماها(خوانین)خواهدرسیدوبه سراغ همه ما میایند(یعنی سیاست دولت در نابودی سیستم خانی است).

 

زندگی و رویه محمدجعفرآتشی دوخاندان او همیشه برمحورفضیلت ومدارا برمردم بوده است حضور و ماموریت او جلوگیری از اقدام چاهکوتاهی بودکه موفق نشد اما اکنون برخی با روایت مغرضانه حادثه سعی دارند دوچهره بزرگ دشتستان یعنی غضنفرالسلطنه ونیابتا استاد منوچهراتشی را مقابل هم قراردهندکاری که هیچ ازاداندیشی برنمی تابد.

اما این تنها نقد به روایت دکتر مالکی به عاملین وشکل حادثه قتل غضنفرالسلطنه نیست . چهره دیگری که در این کتاب به شکل غیرواقع بینانه مورد تخریب قرارگرفته است حاج غلامرضا خواجوی از چهره های مهم فاریاب ومنطقه بلوک است. حاج غلامرضا خواجه در روز دوم ماه اسد(مرداد)سال 1300متولد گردید درصورتیکه سال شهادت غضنفرالسلطنه 1308 اتفاق افتاده است ،چگونه می شود یک کودک را شریک جرم کرد.

 

همچنین دراین کتاب متاسفانه تصویروعکسی منتسب به میرزاحسین خان بلوکی به عنوان تنها تصویر ایشان  آورده شده است که از سوی بیشتر منسوبین ونزدیکان میرزاحسین بلوکی رد شده است.

درتصویرفوق نفروسط به نام میرزاحسین خان بلوکی در کنارشیخ عبدرسول چاهکوتاهی معرفی شده است.

 

وجوداین اشتباهات فاحش دربخش نحوه شهادت غضنفرالسلطنه  باعث می شود  ؛که این کتاب را حداقل در چاپ اول  چندان قابل استناد ندانیم.

 

 

راویان وگویندگان شفاهی :

حاج عبدالحسین بلوکی اهل دهرودعلیا

حیدربلوکی اهل دهرودعلیا

مرحوم ذوالفقار حسینی اهل دهرود سفلی

سیدبهروز حسینی اهل دهرودسفلی

مرحوم اردشیرنوشادی اهل شلدان

باتشکراز اقایان علی حسینی ،احمدخواجه وخانم لیلا شفیعی

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۲
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

شاد چهارشنبه , ۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۰

درود به جناب مجری فر
قلمت مانا مرد منصف…بسیار عالی و منصفانه و مدلل مرقوم فرمودید و ای کاش تاریخ ما از پشت پرده های کم اگاهی و غرض خارج شود.. این نه به مفهوم نفی زحمات جناب مالکی ,بلکه به حساب عمق کم مستندات و روایات ایشان در باب این رویداد مهم تاریخی دشتستان است.
پیروز باشید

طلحه پنج شنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۷ - ۶:۰۰

درود بر جناب مجری فر ؛ قرار دادن آتشی و غضنفر السلطنه کار بسی زشت و ناپسند هست امروز شما به نکته قشنگی اشاره کردی و امیدوارم که روزی برسد و این نوع تخریب ها کمتر شود.